تاريخچه عطر و ادكلن ؛نحوه استفاده از عطرها
هنر عطر سازي در زمان باستان از ميان رودان و مصر شروع شده و درايران و روم باستان توسعه پيداكرد. اولين شيميدان ثبت شده در دنيا زني به نام تاپوتي ميباشد، يك عطر ساز كه طبق لوحههاي خط ميخي در هزاره دوم قبل از ميلاد در ميان رودان مي زيستهاست. او گلها، روغنها و اگير تركي را با ديگر مواد معطر چندين بار متوالي تقطير و صاف مي كرده تا عطر مورد نظر را توليد نمايد.
تاريخچه عطر و ادكلن

تاريخچه عطر و ادكلن Uدر سال ۲۰۰۵، باستان شناسان آنچه كه تصور ميشود قديمي ترين عطر جهان ميباشد را در پيرگوس، قبرس كشف كردند. اين عطرها قدمتي بيش از ۴،۰۰۰ سال دارند. در اين مجموعه حداقل ۶۰ دستگاه تقطير، كاسه براي مخلوط كردن، قيف و بطري عطر در يك كارگاه ۴۳،۰۰۰ فوت مربعي (۴،۰۰۰ متر مربعي) كشف گرديد. در زمانهاي قديم مردم با استفاده از گياهان و ادويه جاتي مانند بادام، گشنيز، گل تلفوني (مورد سبز)، رزين رسته مخروطيان،ترنج، و همچنين انواع گل عطر توليد مي كردهاند.
«در اواخر هزاره چهارم پيش از ميلاد در سيلك كاشان ….. غير از ظروف سفالين بعضي تُنگهاي كوچك از مرمر، كه گويا مخصوص نگهداري عطر بود در حفريات سيلك پيدا شده است و همچنين مقداري آئينه مسي جهت آرايش به دست آمده است.
درقرن نهم ميلادي ابويوسف كندي شيميدان عرب، كتابي درباره عطرها به نام شيمي عطر و تقطير نوشتهاست. اين كتاب شامل بيش از يك صد دستور براي تهيه روغنهاي معطر، مرهمها، عرقهاي گياهي و جايگزينهايي براي داروهاي پر هزينه ميباشد. به علاوه در اين كتاب ۱۰۷ روش و دستور العمل براي عطر سازي و ساخت تجهيزات مربوطه، از جمله انبيق، شرح داده شدهاست.
دانشمند ايراني ابن سينا فرايند عصاره گيري از گلها با استفاده از روش تقطير را كه امروزه بطور معمول استفاده ميگردد معرفي كرد. اولين تجربه او با گل رز بودهاست. از زمان اين كشف، عطر از مخلوطي از روغنها، گياهان و يا گلبرگهاي خرد شده كه يك تركيب قوي معطر را بوجود ميآورند به دست ميآيد. از اين ميان گلاب بلافاصله ميان مردم محبوب شد. مواد اوليه و تكنولوژي تقطير در كشورهاي شرقي به طور قابل توجهي صنعت عطر سازي و پيشرفتهاي علمي و بخصوص شيمي را در غرب تحت تاثير قرار دادهاند.
غلظت
محصولاتي كه بهعنوان انواع عطر شناخته ميشوند تنها در ميزان غلظت عصارههاي روغني معطر در حلال آن، كه ميتواند شامل اتانول يا تركيبي از آب و اتانول باشد متفاوت هستند. شدت و ماندگاري عطر بر اساس غلظت، شدت و طول عمر تركيبات معطر (اسانس طبيعي / روغن عطر) مورد استفاده در آن ميباشد: هر قدر درصد تركيبات معطر افزايش مييابد، شدت و ماندگاري عطر نيز زيادتر ميشود.
معيارهايي كه براي توصيف غلظت تقريبي يك عطر با استفاده از درصد و يا حجم روغن معطر در آن، مورد استفاده قرار گيرد معمولا مبهم و غير دقيق ميباشند. فهرستي از عبارات معمول به شرح زير ارائه شدهاست :
پودر عطر شامل ۳۱٪ اسانس عطري در پودر تالك آرايشي بدون وجود الكل ميباشد.
عصاره عطر يا perfume با غلظتي بين ۱۵-۴۰٪ از مواد معطر غليظ ترين، خالصترين، ماندگارترين و در عين حال گرانترين نوع عطر است.
اسپريت دو پرفيوم يا ESdP شامل ۱۵-۳۰٪ مواد معطره، يك تركيب كه به ندرت بين عصاره عطر و ادوپرفيوم استفاده ميشود.
ادوپرفيوم يا EDP با غلظتي در حدود ۱۰-۲۰٪ رايج ترين نوع عطر است كه ماندگاري مناسبي دارد و به گراني عطر هم نيست. اين نوع عطر را با عبارت (millésime) نيز نشان ميدهند.
ادوتويلت يا EDT در حدود ۵-۱۵٪ غلظت داشته و بوي ملايمي دارد كه ماندگاري زيادي هم ندارد و براي تمديد بوي آن بايد چندين بار در طول روز از آن استفاده شود.
ادوكلن كه در واقع همان ادوتويلت (Eau de Toilette) است، با غلظتي در حدود ۳-۸٪ از مواد معطر قابل ذكر است كه عبارت Original Eau du Cologne يك نام تجاري ثبت شده است.
پرفيوم ميست با غلظت ۳-۸٪ مواد معطره در حلال غير الكلي.
اسپلش و افترشيو (EdS) با ۱-۳٪ غلظت مواد معطره.
در تمام اين محصولات اتانول و يا تركيب آب و اتانول به عنوان حلال مواد معطر به كار ميرود. روغنهاي معطر ميتوانند در روغنهاي بيبوي ديگري نظير روغن نارگيل تصفيه شده ويا مومهاي مايعي نظير روغن جوجوبا (Jojoba oil) حل شوند. در انواع نامرغوب عطرها در حلالهاي فراري چون اتر نيز حل ميشود.
نحوه استفاده از عطرها
عطرهاي خالص بطور عرفي بر روي نقاطي از بدن كه نبض دارند پاشيده ميشوند. نقاطي مانند پشت گوشها، پشت گردن، سمت داخلي مچ، آرنج و زانوها از آن جملهاند تا گرماي اين نقاط عطر را گرم كرده و رايحه آنرا بطور مداوم پخش كند. در صنعت عطر جديد، استفاده از عطرهايي با غلظتهاي متفاوت با توجه به زمان استفاده از آنها در طول روز پيشنهاد ميشود:
محصولاتي با شدت پخش بوي ملايم مانند روغن حمام، شامپو بدن و لوسيون بدن براي صبح; ادو تولت براي بعدازظهر و عطرهايي كه به نبضها پاشيده ميشوند براي غروب پيشنهاد ميگردند. ادكلونها بسرعت متساعد شده و تا دو ساعت پخش بو دارند. ادوتويلتها از دو تا چهار ساعت بويشان پخش ميشود، در صورتي كه عطرها تا شش ساعت نيز ميتوانند پخش بو داشته باشند.
عوامل مختلفي ميتوانند بر چگونگي تاثير عطرها بر بدن استفاده كننده و در نهايت بوي رايحه عطر مؤثر واقع شوند. از رژيم غذايي به عنوان يكي از اين عوامل ميتوان نام برد، به طوريكه مصرف غذاهاي تند و چرب شدت رايحه عطرها را افزايش ميدهد. مصرف داروها نيز ميتواند خصوصيات عطر را تحت تاثير قرار دهد. خشكي نسبي پوست استفاده كننده نيز مهم است، عطرها بر روي پوستهاي چرب مدت بيشتري نسبت به پوستهاي خشك پخش بو دارند.
رايحه درماني (عطر درماني يا آروماتراپي)
رايحه درماني، استفادهٔ درماني از گياهان است كه بر اساس اسانسها پايهگذاري شده و به وسيلهٔ روشهايي مانند ماساژ، كمپرس، اسپري، حمام، دوش، استنشاق و … باعث تعادل و هماهنگي بين شرايط فيزيكي، روحي و رواني فرد ميگردد.
چگونگي توصيف عطر
هرم رايحهها
فرمول دقيق عطرهاي تجاري محرمانه نگه داشته ميشوند. حتي اگر آنها را منتشر كنند، آنچنان رايحه آنها تحت تاثير مواد و بوهاي پيچيدهاي ميباشند كه كمك زيادي براي تشخيص و توصيف آن عطر خاص نميكنند. با اين حال، يك فرد متخصص در عطر ميتواند به طرز ماهرانهاي به اجزا و عناصر سازنده آن پي ببرد.
عملي ترين راه براي توصيف يك عطر توجه به عناصر آن رايحه و يا ” خانواده” اي است كه به آن تعلق دارد، تمام آن رايحههايي كه احساس كلي از يك عطر را از شروع استفاده از آن تا آخرين لحظهاي كه اثر آن باقي مانده، ميسازد.
نُتهاي رايحه
عطر نيز در تشابه با نتهاي موسيقي به داشتن سه گروه از نتهاي گوناگون توصيف ميشود كه يك رايحه هماهنگ را بوجود ميآورند. اين نتها به مرور زمان آشكار ميشوند، اولين بويي كه از عطر به مشام ميرسد مربوط به نت بالايي ميباشد. به دنبال آن نت مياني احساس ميشود و در آخرين مرحله نت پايه) خود را بتدريج آشكار مينمايد. اين نتها با دقت و با توجه كامل به فرايند تبخير عطر به وجود ميآيند.
نت بالايي: بويي است كه به محض استفاده از يك عطر به مشام ميرسد. نتهاي بالايي شامل ملكولهاي كوچك و سبكي هستند كه به سرعت تبخير ميشوند. آنها در شكل گيري احساس اوليه يك فرد نسبت به آن عطر نقش مهمي ايفا كرده و در نتيجه در فروش آن عطر بسيار حياتي ميباشند.
نت مياني: بويي است كه درست زماني كه نت بالايي در حال محو شدن ميباشد خود را نشان ميدهد. تركيبات نت مياني قلب يا بدنه اصلي يك عطر را تشكيل ميدهند و به عنوان يك پوشش براي عدم احساس بوي نامطبوع اوليه نت پايه عمل ميكنند. اين بوي ناخوشايند ابتدايي در نتهاي پايه با گذشت زمان مطبوع و دلانگيز ميشوند.
نت پايه: هنگام محو شدن بوي نت مياني، نت پايه شروع به آشكار شدن ميكند. نتهاي پايه و مياني يك عطر با يكديگر اساس عطر را تشكيل ميدهند. نتهاي پايه عمق و استحكام هر عطر را به وجود ميآورند. تركيبات اين گروه از بوها غني و عميق بوده و معمولا تا ۳۰ دقيقه بعد از استفاده به مشام نميرسند.
رايحههاي نتهاي بالايي و مياني تحت تاثير رايحه نت پايه قرار ميگيرند، بعلاوه رايحه نت پايه نيز بوسيله مواد استفاده شده در نت مياني تغيير ميكند. سازندگان عطرها معمولا نتهاي عطرها را منتشر كرده و به طور معمول آنها را بصورت هرم رايحهها با عبارات نمايشي و انتزاعي به نمايش ميگذارند.
گروه بندي بر اساس فراريت
مواد معطر بر اساس فراريت و ضريب تبخير آنها (نُتهاي عطر) بوسيله فردي بنام پُوشِر (Poucher) بين ۱ تا ۱۰۰ طبقهبندي شدهاند.
نُت ضريب تبخير
نُتهاي بالايي: ۱ تا ۱۴ (بيشترين فراريت)
نُتهاي مياني: ۱۵ تا ۶۰
نُتهاي پايه: ۶۱ تا ۱۰۰ (كمترين فراريت)
خانوادههاي بويايي
گروههاي مختلف عطرها را مانند هر طبقهبندي ديگري نميتوان بطور كامل در طبقات مجزا قرار داد، هر رايحهاي طيفهايي از ديگر گروههاي بويايي دارد. حتي عطرهايي كه به عنوان تك گل ارائه ميشوند، هرچند بطور خيلي ظريف ته بوها و اثراتي از خانوادههاي ديگر در خود دارد. رايحهاي كه كاملا بشود آنرا به يك خانواده بويايي خاص منسوب كرد به ندرت پيدا ميشود چرا كه منوط به اينست كه مواد تشكيل دهنده آن فقط از يك مواد آروماتيك خاص تشكيل شود.
به عنوان نقطه شروع براي تشريح يك رايحه از طبقهبندي خانوادههاي مختلف بويايي استفاده ميشود، اما آن به تنهايي قادر به بيان خصوصيات خاص آن عطر نميباشد. طبقهبندي سنتي از حدود ۱۹۰۰ ميلادي به وجود آمد. كه شامل هفت خانواده گل تنها، دسته گلها، شرقي، چوب، چرم، كاج و سرخسي (معطر) ميشد، اما امروزه از طبقهبندي مدرني استفاده ميشود كه از سال ۱۹۴۵ ميلادي در پي پيشرفتهاي وسيع در تكنولوژي عطر سازي و همچنين تغييرات در سبك و مذاق مردم بوجود آمد:
گل ها: رايحههاي كه شامل بوي يك يا چند گل مختلف باشد. يك مثال مناسب عطر Beautiful از شركت Estée Lauder ميباشد.
سبز: اين رايحه احساسي نظير بوي چمن بعد از كوتاه كردن آنها، برگهاي سبز كه له شوند و يا خيار ايجاد ميكنند. به عنوان دو مثال ميتوان به Sisley’s Eau de Campagne يا Aliage از شركت Estée Lauder اشاره كرد.
آبي، اقيانوسي يا اُزوني: جديد ترين طبقه در خانواده عطرها كه از سال ۱۹۹۱ ميلادي با توليد عطر Dune توسط Christian Dior وجود آمد. يك بوي بسيار تميز و مدرن كه منجر به توليد عطرهاي دو جنسيتي جديد (كه به طور مشترك توسط خانمها و آقايان استفاده ميشوند) شدهاست. بطور معمول كالون، يك ماده مصنوعي كه از سال ۱۹۶۶ ميلادي توليد ميگردد، در اين عطرها به كار گرفته ميشود. اين ماده همچنين براي تغيير جزيي در رايحههاي گل، شرقي و چوب به كار گرفته ميشود.
مركبات: يك خانواده قديمي در گروههاي بويايي كه حتي تا اين اواخر در ادوكلنهاي خنك و تازه استفاده ميشد. پيشرفتهاي جديد عملا ساخت مواد جديدي با رايحههاي مشابه در اين گروه را ممكن ساختهاست. عطر Brut يك مثال خوب در اين زمينهاست.
ميوهاي: شامل عطري از ميوهها، به غير از مركبات مانند هلو، cassis (انگور فرنگي سياه، گونهاي قره قات)، انبه، ميوه گل ساعتي، و غيره ميباشد. عطر Botrytis توسط شركت Ginestet جزو اين گروه ميباشد.
خوراكي: بويي با كيفيتي مانند ” خوراكي ” و يا ” دسر “. اين بو شامل نتهايي مانند وانيل، لوبياي تونكا (tonka bean) و كومارين (coumarin)، و تركيبات مصنوعي طراحي شده با بويي شبيه به طعم غذا ميباشد. Angel توسط Thierry Mugler يك نمونه از اين عطرها ميباشد.
چرخ رايحه
چرخ رايحه روش طبقهبندي نسبتا جديدي است كه به طور گستردهاي در خرده فروشي و در صنعت عطر از آن استفاده ميشود. اين روش در سال ۱۹۸۳ توسط مايكل ادواردز، يك مشاور در صنعت عطر، بوجود آمد كه طرح خود را از طبقهبندي رايحه و عطر ارائه داد. طرح جديد به منظور تسهيل در طبقهبندي عطرها و برنامه نامگذاري هر طبقه، و همچنين براي نشان دادن ارتباط بين هر يك از كلاسهاي منحصر به فرد ساخته شدهاست.
در طبقهبندي سال ۱۹۸۳ پنج خانواده استاندارد از گل، شرقي، چوبي، آروماتيك، و تازه تشكيل شدهاست. چهار خانواده اول بيشتر كلاسيك و سنتي ميباشند در حالي كه گروه آخر متشكل از رايحه جديد، روشن و تميز مركبات و رايحه اقيانوسي ميباشد كه با توجه به پيشرفت در تكنولوژي عطر بوجود آمدهاند. هر يك از خانوادهها به نوبه خود به زير گروههايي تقسيم شده و در اطراف چرخ مرتب گرديدهاند.
منابع تركيبات معطر
گياهي
زمان زيادي است كه گياهان به عنوان منابع اسانس و تركيبات معطر استفاده ميشوند. اين مواد معطر معمولا به عنوان يك فرايند ثانويه در گياهان جهت محافظت آنها در برابر گياهخواران، امراض و جذب حشرات گرده افشان توليد ميشود. گياهان بزرگترين منبع در تامين مواد معطر در صنعت عطر سازي ميباشند. منابع اين تركيبات از قسمتهاي مختلف گياه ميتواند باشد. يك گياه بيش از يك ماده معطر ميتواند داشته باشد، براي مثال دانه گشنيز نسبت به ساقه و برگ آن بوي كاملا متفاوتي دارد. برگهاي نارنج، شكوفههاي آن، و پوست ميوه اش به ترتيب منابعي براي پتيتگرين(petitgrain)، اسانس بهار نارنج(neroli)، و روغن نارنج (orange oils) ميباشند.
پوست: پوستههايي كه بطور معمول استفاده ميشوند شامل دارچين و درخت گنه گنه عطري ميباشند. روغن معطر پوسته ريشه گياه ساسافراس(Sassafras) به منظور استفاده از ماده اصلي آن سافرول (safrole) كه براي ساخت مواد معطر مصنوعي ديگر استفاده ميشود، بطور مستقيم و يا خالص شده استفاده ميگردد.
گل و شكوفه: بدون شك يكي از بزرگرترين منابع عطر سازي ميباشد، كه شامل گلهاي واريتههاي مختلفي از رز و ياس، گل مريم، نرگس،شمعداني عطري، اُسمانتوس(osmanthus)، پلومريا، ميموزا (mimosa)، پيچ امين الدوله، گل يخ، كاسي (Cassie) از درخت آكاسيا فارنسيانا (Acacia farnesiana) و امبرِت (ambrette)به همراه شكوفههاي مركبات و درخت يلانگ-يلانگ (ylang-ylang) ميشود. غنچههاي بازنشده ميخك صدپر نيز هر چند به عنوان گل در نظر گرفته نميشوند اما استفاده ميگردند. اركيدهها بطور تجاري در عطرسازي استفاده نميشوند به غير از وانيل كه بعنوان يك اركيده بعد از گرده افشاني و تشكيل كيسه بذر آن در عطرسازي استفاده ميشود.
ميوهها: ميوههاي تازهاي مثل سيب، توت فرنگي و گيلاس بعد از استخراج متاسفانه بوي مورد انتظار را ندارند. اگر اين بوها در عطري وجود داشته باشد ناشي از تركيبات مصنوعي ميباشد. ميوههاي ليتسه آ (litsea cubeba)، وانيل و اُرِس (juniper berry) از استثناها ميباشند. بيشتر ميوههايي كه بطور معمول استفاده ميشوند مانند مركباتي نظير پرتقال، نارنج، ليمو ترش و ليمو شيرين، تركيبات معطرشان از پوست آنها استخراج ميگردد. اگر چه پوست گريپ فروت هنوز براي مواد معطرش استفاده ميشود، اما از آنجاييكه مواد طبيعي آن داراي ماده سولفور بوده و بوي بدي ايجاد ميكنند، بيشتر تركيبات معطر با بوي گريپ فروت در بازار بطور مصنوعي ساخته ميشوند.
برگ و جوانه: برگهايي كه بطور معمول در صنعت عطر استفاده ميشوند شامل برگ اسطوخودوس، نعناع هندي (Patchouli)، مريم گلي، بنفشه،رزماري و برگهاي مركبات ميشود. گاهي اوقات برگها به علت اضافه كردن نُتهاي “سبز” به عطرها ارزش پيدا ميكنند، برگهايي مانند گوجه فرنگي و كاه از اين جمله هستند.
ريشه، ريزوم و پياز: قسمتهاي زير زميني گياهاني كه به طور معمول در صنعت عطر سازي استفاده ميشوند شامل ريزومهاي زنبق، ريشههاي خس خس (vetiver، در هند به آن خوس گفته ميشود) و ريزومهاي مختلف از خانواده زنجبيل ميباشند.
بذر: بذر هويج، لوبياي تونكا (Tonka bean)، گشنيز، زيره، لوبياي كاكائو، جوز هندي، هل سبز و انيسون از منابع معمول در عطر سازي ميباشند.
چوب درختان: استفاده از روغن و عصاره چوب بعضي از درختان، از آنجاييكه تامين كننده نُت پايه در صنعت عطر سازي ميباشند، غير قابل چشم پوشي هستند. درختاني كه چوبشان در اين صنعت استفاده ميشوند شامل عود هندي (agarwood)، صندل (sandalwood)، رُزوود (rosewood)، توس يا غان، سرو، اُرِس و كاج ميباشند.
رزين (صمغ): صمغها از ديرباز در صنعت عطر و عود سازي با ارزش بودهاند. رزينهاي معطر و ضدعفوني كننده و عطرهاي شامل رزينها در بسياري از فرهنگها بعنوان دارو در درمان بيماريهاي بيشماري بكار مي رفتهاست. صمغهايي كه بيشتر در عطر سازي استفاده ميشوند شامل رزين لابدانوم (Labdanum)، باريجه، بوته كندر، مرّ، بلسان پرويي (Peru Balsam)، صمغ بنزوئين(Benzoin resin)، بلسان (درخت گل حنا) ميباشند. صمغ كاج و نراد منابع ترپنها هستند، مادهاي كه در توليد مصنوعي بسياري از مواد معطر ديگر به كار ميروند. كهربا و كوپال كه در عطر سازي استفاده ميشوند فسيل تراوشات صمغهاي مخروطيان ميباشند.
منابع جانوري
سيويت افريقايي: همچنين به مشك سيويت معروف است، كه از كيسه معطر اين جانور به دست ميآيد.
هاير رِيسيوم: به سنگ افريقايي معروف است، كه از فضولات سنگ شده حيواني بنام راك هايراكس (وبر الصخري به عربي) به دست ميآيد.
مشك آهو: در اصل از كيسه مشك آهوي آسيايي گرفته ميشود، امروزه اين نوع مشك با نوع مصنوعي آن كه به مشك سفيد معروف است جايگزين گرديدهاست.
كاستوريوم: از بدن سگ آبي آمريكاي شمالي گرفته ميشود.
عنبر سائل: تكهاي از تركيبات چربي اكسيد شده، كه از بدن نهنگ عنبر گرفته ميشود. از آنجايي كه برداشت عنبر سائل از بدن نهنگ عنبر بدون هيچ گونه آسيبي به بدن جانور انجام ميشود، از معدود عوامل معطر حيواني است كه درباره آن بحثهاي جانبي كمي وجود دارد.
شانه عسل: كه از كندوي زنبور عسل بدست ميآيد. موم عسل و خود عسل هردو از طريق حلالها ميتوانند استخراج شوند و ابسولوت (absolute) بوجود آورند. موم عسل در اتانول حل شده و اتانول تبخير ميشود تا ابسولوت موم عسل بدست آيد.
ديگر منابع طبيعي
گلسنگ: گلسنگهاي متعارف مورد استفاده شامل اوكمُس (oakmoss) و تريمُس (treemoss) ميباشند.
جلبك دريايي: تقطير شده آنها گاهي بعنوان روغن اسانس در عطر سازي استفاده ميشود. جلبكهايي از نوع Fucus vesiculosus كه بطور عامه به آن bladder wrack گفته ميشود بدين منظور استفاده ميگردند. اسانس جلبكهاي به علت هزينههاي زياد توليد و قدرت بويايي كمترشان بندرت استفاده ميشوند، در عوض جانشينان مصنوعي آنها بيشتر در بازار كاربرد دارند.
منابع مصنوعي
خيلي از عطرهاي مدرن شامل مواد معطر مصنوعي ميباشند. در فرآيندهاي مصنوعي رايحههايي بوجود ميآيند كه در طبيعت يافت نميشوند. براي مثال كالون (calone) كه يك تركيب مصنوعي ميباشد، بوي اُزوني، تازه و براقي دارد و به طور گستردهاي در عطرهاي جديد استفاده ميشود. گاهي مواد مصنوعي جانشين مواد طبيعي اي ميشوند كه به سختي از طبيعت بدست ميآيند. بطور مثال كومارين و لينالول دو ماده طبيعي هستند كه بسيار ارزانتر از سنتز ترپن نيز بدست ميآيند. بوي اركيده (اسيد ساليسيليك) معمولا بطور مستقيم از خود گياه گرفته نميشود بلكه بطور مصنوعي طوري ساخته ميشود تا مطابق بوي اركيدههاي مختلف باشد.
يكي از گروههايي كه بطور گستردهاي از روشهاي مصنوعي ساخته ميشود مشك سفيد ميباشد. اين مواد در همه اشكال عطرهاي تجاري بعموان پس زمينه خنثي در نت مياني بكار ميرود. اين مشكها به مقدار زيادي در پودرهاي رختشويي اضافه ميگردند تا يك بوي تميزي را تا زمان زيادي در لباسهاي شسته شده ايجاد كند.
بيشتر مواد معطر مصنوعي در دنيا توسط تعداد معدودي از شركتها توليد ميشوند مانند:
آي اف اف ((International Flavors and Fragrances (IFF)
جيودان(Givaudan)
فيرمنيخ(Firmenich)
تاكاساگو(Takaغير مجاز مي باشدo)
سيمرايز(Symrise)
هر يك از اين شركتها سالانه تعدادي از روشهاي منحصر بفرد توليد خود را در ساخت مواد معطر مصنوعي ثبت اختراع مينمايند.
خصوصيات
مواد طبيعي و مصنوعي بخاطر داشتن خصوصيات بويايي متفاوتشان در عطر سازي استفاده ميشوند
مواد طبيعي مواد مصنوعي
پراكنش كيفيت مواد اوليه با توجه به زمان و مكان درو و همچنين چگونگي استخراج محصولات از مواد خام با هم فرق ميكنند. توليد محصولاتي با كيفيت بويايي ثابت و يكسان در طول سالهاي درو و توليد بسيار مشكل ميباشد. از اينرو، عطرساز مجبور است تا به منظور تامين كيفيت عطر، پراكندگي طبيعي مواد افزودني را بطور دستي يكسان سازد. بعلاوه، عرضه كنندگان بي پروا ممكن است با تغيير منابع مواد خام واقعي در آن (مانند اضافه كردن ياس هندي به ياس گرس (Grasse)) يا با تغيير در مواد (مانند اضافه كردن لينالول به رُزوود) بمنظور سودآوري بيشتر تقلب نمايند. كيفيتشان بسيار ثابت تر از مواد معطر طبيعي ميباشد. اگرچه، تفاوت در توليدات ارگانيك ممكن است باعث وجود تغييرات جزيي در درصد ناخالصيهاي باقيمانده شود. اگر بوي اين ناخالصيها با درصدهاي پايين قابل تشخيص باشد، آنگاه تفاوت بوهاي مواد معطر مصنوعي يكسان، زياد خواهد بود.
اجزاء سازنده هزاران تركيب شيميايي در آنها وجود دارد و پتانسيل بالايي براي ايجاد حساسيت دارند. بسته به خلوص آنها، شامل يك تركيب شيميايي ميشوند. گاهي تركيبدست ساني از ساختارهاي همپار هستند.
يكساني بو بسته به شيوه استخراج مواد معطر، شباهت بويايي كمي با مواد اصلي خود دارند. اگر تركيبات مشابه باشند كاملا شبيه بوي طبيعي هستند. تركيباتي با بوهاي جديد، در طبيعت يافت نميشوند و بوي منحصر بفردي دارند.
پيچيدگي بو رايحههايي با نتهاي عميق و پيچيده دارند. ملايم، با اختلاف بوهاي مختصر. رايحههايي با نتهاي خالص و مشخص.
قيمت عطرهايي كه قسمت بيشتري از آنها از تركيب مواد طبيعي بوجود آمده باشند بسيار گرانتر ميباشند. مقدار نيروي كار و سختي استخراج مناسب هر ماده اوليه و كنترل كيفي آن قيمت را تعيين ميكند. عطرهايي كه از مواد مصنوعي بطور وسيعي در آنها استفاده شده با قيمتهاي مناسب تر در دسترس ميباشند. مواد مصنوعي الزاما ارزانتر از مواد طبيعي نيستند، چرا كه بدلايل مختلفي همچون پيچيدگي روش توليد و يا مراحل استخراج، هزينه توليد آنها ميتواند گرانتر تمام شود. اگرچه، بعلت پايين بودن مرز حس شوندگي بويايي آنها، براي توليد عطر نياز نيست مقدار زيادي از آن استفاده گردد.
برچسب: تاريخچه عطر و ادكلن،